|
|
گفتوگو
با شيرين
بينا، بازيگر
مجموعه «اغما»
من موتور
محرك داستان
اغما بودم
سعيد ابك*شيرين
بينا در
مجموعه «اغما»
نقشي كوتاه
ولي بسيار
تاثيرگذار و
كليدي را
برعهده داشت.
نقشي كه
براساس شناخت
او موتور
محرك داستان
است.
طي گفتوگويي
كه با او
داشتيم، وي
از همكاري با
سيروس مقدم (كارگردان)،
چگونگي
درآوردن نقش،
بازخورد مردم
نسبت به اين
شخصيت و ...
برايمان گفت.
ظاهراً
سناريو كامل
نبوده كه
بخواهيد آن
را بخوانيد و...
دقيقاً،
البته حدود 2
قسمت اول
نوشته شده
بود چون
سناريوي اصلي
حاضر نبود،
کارگردان بهطور
كامل قصه را
براي من
تعريف كردند
و گفتند كه
مايل هستند
نقش مولود را
من بازي كنم.
البته ظاهراً
خود مسوولان
شبكه و
سازمان نيز
پيشنهاد داده
بودند كه نقش
مولود را
بازيگري كه
بين مردم
شناخته شده
است، بازي
كند تا اينچنين
تعليق اثر
دوچندان شود.
با بازخوردي
كه از
اطرافيانم
داشتم، تا
حدود زيادي
به اين امر
دست پيدا
كردند چرا كه
برخي از
دوستان
تصورشان اين
بود كه شايد
مولود زنده
شود و يا
دوباره به
قصه بازگردد.
به هر حال با
اين كار به آن
هدف اصليشان
رسيدند. در
مجموع آقاي
مقدم گفتند
كه شخصيت
مولود به
نوعي موتور
محرك داستان
است. با اين
توضيحات
احساس كردم
مولود شخصيتي
است كه جاي
كار خواهد
داشت و ميتواند
بازيگر را به
كلنجار
درآورد.
از ابتدا
قرار بود كه
مولود فقط در
همين چند
قسمت حضور
داشته باشد؟
همانطور
كه اشاره
كردم، ابتداي
به امر 2 قسمت
از مجموعه
نوشته و
آماده شده
بود و طبق
گفته آقاي
مقدم، قرار
بود كه مولود
حضورش در
همين 2 قسمت به
پايان برسد
ولي هر قدر كه
كار ميكرديم
و جلو ميرفتيم
و متن نوشته
ميشد، آقاي
مقدم بر اين
عقيده بودند
كه شخصيت
مولود بسيار
خوب درآمده و
تاثير خوبي
بر مخاطب
گذاشته است.
همين امر
باعث شد
شخصيت مولود
تا قسمت پنجم
داستان حضور
داشته باشد.
با تمام
اين توضيحات،
كم بودن نقش
مولود به
لحاظ ديده
شدنش شما را
دچار نگراني
نكرد، از اين
جهت كه شايد
در كليت
داستان كمتر
ديده نشويد؟
براي من
اندازه نقش
زياد مهم
نيست، بلكه
تاثيرش در
داستان و بطن
قصه اهميت
دارد. اينكه
فلان نقش تا
چه حد جاي كار
دارد و ميتواند
تاثيرگذار
باشد.
خوشبختانه
مولود داراي
چنين ظرايفي
بود. كما
اينكه در حين
ضبط، آقاي
مقدم پس از
مونتاژ چندين
قسمت به من
گفتند كه
چقدر نقش
مولود خوب
درآمده است و
مخاطب را
درگير خود ميكند.
از بودن
در فضاي
بيمارستان و
تاثيري كه
لوكيشن ميتواند
بر جنس بازي
داشته باشد،
برايمان
بگوييد.
البته در
بيمارستاني
كه ما در آنجا
مشغول كار
بوديم،
بيماري بستري
نبود ولي
كليت فضا مثل
بيمارستان
بود. مهمتر
از همه اينكه
آن روزها من
درگير وضعيت
جسماني مادرم
بودم و
مرتباً در
بيمارستان در
حال رفت و آمد
بودم. مادرم
از زمان عود
كردن بيمارياش
تا زمان فوتش
كه هنوز به
چهلماش هم
نرسيدهايم،
15 ماه در
بيمارستان
بستري بود.
بنابراين
كاملاً فضاي
بيمارستان
برايم ملموس
بود. محيط را
درك كرده
بودم. اين رفتوآمدها
بسيار به
بازي و
برجستهتر
كردن كاراكتر
مولود كمكم
كرد.
بهنظرتان
شخصيت مولود
در كليت قصه
ميتوانست
پررنگتر از
اين باشد؟
تا همين
حد هم بسيار
خوب بود و
شايد اگر بيش
از اين ادامه
پيدا ميكرد،
آن تاثير
اصلي خودش را
از دست ميداد.
چارچوب اصلي
داستان طوري
طرحريزي شده
است كه هر يك
از شخصيتها
سر جاي خود بيكموكاست
قرار گرفتهاند.
به همين دليل
ميبينم كه
مولود در اين
چند قسمت ميتواند
عرض اندام
كند ولي خودم
به شخصه دوست
داشتم كمي
بيشتر حضور
پيدا كنم چرا
كه شخصيتي
تاثيرگذار
بود و ميتوانست
آنطور كه
بايد، مخاطب
را بيشتر
درگير داستان
كند. همچنين
اينكه به يكباره
از داستان به
كنار زده
نشود كه
مخاطب از
خاطرش برود و
اينطور تصور
شود كه دكتر
با آن همه عشق
و علاقه نسبت
به مولود
چقدر زود او
را فراموش
كرد.
اميدوارم با
تدابيري چون
فلاشبك اين
اتفاق رخ
ندهد.
در
مجموعه
مشاهده ميكنيم
كه دكتر طه به
خاطر از دست
دادن مولود
نسبت به خالقاش
دچار شك و
شبهه ميشود،
آيا ميتوان
رفتن مولود
را يك موضوع
ماورايي تصور
كرد؟
نه،
اينگونه
تصورم نيست.
من فكر ميكنم
نيرويي كه
باعث ميشود
تا ايمان
دكتر طه دچار
آزمايش قرار
گيرد. از طريق
مرگ مولود،
شفادادن يك
بيمار ديگر
يا اتفاقات
پيرامون دكتر
صورت ميگيرد.
اين نيرو
ماورايي است.
مولود هم
مانند ديگر
شخصيتها در
كنار دكتر طه
حضور دارد. او
فقط يك مهره
است، مانند
ديگران كه در
كنار دكتر
زندگي ميكنند.
در مجموع
كار كردن با
كارگرداني
چون سيروس
مقدم براي
شما چگونه
بود؟
آقاي
مقدم از
معدود
كارگرداناني
است كه هر روز
با انرژي و
روحيه بالا
سر كار حاضر
ميشد و سپس
دكوپاژ خود
را ـ كه اغلب
كارگردانان
ندارند ـ به
منشي صحنه ميداد
كه بهدست
بازيگر
برساند. اين
موارد خيلي
به بازيگر
كمك ميكند
كه موقعيتش
را بهتر
بشناسد و در
مورد ريزترين
حركاتش در
تمامي صحنهها
و ميزانسنها
فكر كند و عمل
و عكسالعملها
را براي خودش
پيدا كند. ولي
در مقابل اگر
به مانند
برخي ديگر از
كارگردانان
كه بدون هيچ
برنامهريزي
و دكوپاژي از
بازيگر ميخواهند
تا اتود
بزند،
مطمئناً دچار
افسار
گسيختگي و
آشفتگي در
صحنه خواهد
شد. به شخصه با
اين روش زياد
نميتوانم
كنار بيايم.
همچنين از
مواردي كه
ايشان بسيار
بر آن تاكيد
داشت، آرامش
سر صحنه بود
اينكه بازيگر
با آسودگي
كارش را
انجام ميداد
و در كنارش
اگر بداههاي
هم انجام ميداديم
اگر به كليت
اثر لطمهاي
وارد نميساخت
مورد قبول
واقع ميشد.
بين شما و
آقاي تارخ
بازيهاي حسي
قابل قبولي
رد و بدل ميشد،
اين بدهبستان
بين بازيگر
چگونه شكل ميگرفت،
منظورم اين
است كه چه
مشورتهايي
از يكديگر ميگرفتيد؟
آقاي
تارخ استاد
همه ما بوده و
بسيار روي
كار خود مسلط
هستند. من هم
از اين فرصت
استفاده ميكردم
تا از
نظراتشان
استفاده كنم.
در بسياري از
صحنهها قبل
از اينكه
جلوي دوربين
برويم، چندينبار
تمرين ميكرديم.
بهنظرم حضور
پارتنر خوب
بسيار مهم
است. شايد هر
كس ديگري به
جز آقاي تارخ
نقش دكتر طه
را ايفا ميكرد
به اين خوبي
در نميآمد.
در همين
راستا پلان
يا سكانسي
وجود داشت كه
انرژي زيادي
از شما بگيرد
و خودتان را
هم تحتتاثير
قرار دهد؟
سكانسي
بود كه دكتر
طه وارد اتاق
مولود ميشود،
ميخواهد با
او صحبت كند،
مولود از او
ميخواهد كه
خودش او را
عمل كند. آن
سكانس بسيار
مرا تحتتاثير
قرار داده
البته همان
موقع كه
سناريو را
خواندم منتظر
اين سكانس
بودم و از
همان ابتدا
ذهن مرا
درگير خودش
كرد.
الان كه
مجموعه را از
صفحه
تلويزيون ميبينيد
به غير از نقش
مولود دوست
داشتيد جاي
كداميك از
نقشهاي ديگر
بازي ميكرديد؟
نقش خودم
را خيلي دوست
دارم همينطور
نقش دكتر
برديا كه
خانم زنگنه
آن را ايفا ميكند
هم خيلي
برايم جذاب
است. از آن دست
نقشهايي است
كه بازيگر ميتواند
روي آن به
خوبي كار كند.
بازخورد
مخاطبان را
نسبت به بازي
خودتان و بهطور
كل مجموعه
چطور ميديديد؟
يادم ميآيد
هنگامي كه
مجموعه اغما
پخش شد و پس از
اينكه مولود
فوت كرد
بسياري از
دوستان و
آشنايان با
تاسف به من
گفتند كه
چقدر حيف شد
كه مولود مرد
چرا كه شخصيت
تاثيرگذاري
بود. حتي بعضيها
ميگفتند كه
در تمام پخش
آن قسمت گريه
كرديم. چون
دقيقاً مادرم
در همين ايام
به جهت ابتلا
به بيماري
سرطان فوت
كردند هنگامي
كه در مجموعه
شب هفت من بود
همان روز نيز
شب هفت مادرم
بود و بسياري
از دوستان و
اقوام با اين
حس سريال را
دنبال ميكردند
و تاثير
فراواني روي
آنها گذاشته
بود. در كل
برخوردهاي
قابل قبولي
را دريافت
كردم. همچنين
طبق گفته
بسياري از
منتقدين و
خبرنگاران كه
با آنها صحبت
ميكردم بر
اين عقيده
بودند كه
سريال «اغما»
در بين سريالهاي
ماه مبارك
رمضان
بيشترين
مخاطب را به
خود اختصاص
داده است و
توانسته به
خوبي با
مخاطب خود
ارتباط
برقرار كند.
اين
رضايت مخاطب
را نتيجه چه
چيزي ميدانيد؟
يك اثر
هنگامي ميتواند
موفق عمل كند
كه از سه
فاكتور اصلي
يعني سناريوي
خوب، عوامل
حرفهاي پشت
دوربين و
ديگري بازي
خوب بازيگران
بهرهمند
باشد. اگر اين
موارد كنار
هم جمع شوند
ميتوانند
مجموعهاي را
موفق سازند و
خوشبختانه «اغما»
داراي اين سه
فاكتور بود.
هنگامي
كه مجموعه «سلام»
را كار ميكرديد
از مشكلات به
موقع نرسيدن
متن به دست
بازيگران و
اينكه كار
روتين مشكلات
زيادي دارد،
گلهمند
بوديد، اين
مورد ظاهراً
براي مجموعههاي
مناسبتي ماه
مبارك رمضان
و همچنين «اغما»
هم رخ داده
است اما هيچ
گلهاي نميكنيد
چرا؟
مجموعه
روتين به اين
دليل كه روز
به روز توليد
ميشود و
بسيار فشرده
عمل ميكند
داراي مشكلات
عديده است.
ولي در سريالهايي
نظير «اغما» كه
براي ماه
مبارك رمضان
ساخته ميشود
تا به اين حد
فشار روي
عوامل و
بازيگران
احساس نميشود
چرا كه
كارگردان
آنقدر انرژي
و دقت صرف ميكند
كه ميزانسنهايي
زيبا طراحي
ميشود ضمن
اينكه بخش
اعظم مجموعه
توليد شده
بود كه پخش آن
شروع شد و
براي ادامه
كار فرصت
داشتيم طبيعي
است كه آن
فشاري كه در
برنامههاي
روتين نود
شبي وجود
دارد در
اينجا احساس
نميشد.
در مجموع
تا چه حد از
بازي خودتان
راضي هستيد؟
از
بازخوردهايي
كه دريافت
كردهام
احساس ميكنم
كه توانستهام
خوب عمل كنم.
البته برخي
هم به من
معترض بودند
كه چرا يك نقش
كوتاه را
پذيرفتهام.
ولي بهطور
كل خودم
بسيار راضي و
دلگرم هستم.
به عنوان
آخرين سوال
بفرماييد
خودتان دوست
داريد بيشتر
در چه نقشهايي
حضور پيدا
كنيد؟
اغلب نقشهايي
كه تا به حال
كار كردهام
جنبه مثبت يا
نهايتاً
خاكستري رنگ
داشتهاند.
ولي بسيار
علاقه دارم
كه نقشهاي
منفي را نيز
تجربه كنم و
خودم را در
اينگونه نقشها
محك بزنم و...
اگر اجازه
بدهيد در
پايان جداي
از مجموعه «اغما»
صحبتي دارم
در مورد
سريال
خواستگاران،
اينكه اگر
خانم آدينه
صبر و حوصله
به خرج ميدهد
و سعي ميكند
تا جو صحنه
متشنج نشود
دليل بر بيتجربگياش
نبايد گذاشت
بلكه اين
نشان از
شخصيت، شعور
و منش او دارد.
خانم آدينه
آنقدر تجربه
دارند كه
بتوانند
داستانهاي
ضعيف را به
سرانجام
برسانند. اگر
سنگاندازيهاي
اطرافيان
نبود مطمئناً
سريال «خواستگاران»
كيفيت بهتري
پيدا ميكرد.
جوي بر كار
حاكم شده بود
كه تمام
عوامل پشت
صحنه عليه
خانم آدينه
جبهه گرفته
بودند تا
ايشان
نتوانند با
آرامش كار
خود را پيش
ببرند.خانم
آدينه با
متانت مقابل
اينگونه بيحرمتيها
ايستادند اما
بعضيها از
اين موقعيت
سوءاستفاده
كردند.
|
|
|
|
|
|
|