گفت و گو با جهانگير الماسي، بازيگر تلویزیون
    نقاش بازیگری

    جهانگير الماسي جزو بازیگرانی است که در حوزه دفاع مقدس اغلب او رادر نقشی دیدیم که پس زمینه جنگ را با خود دارد.اين بار نيز در مجموعه تلويزيوني «دريا در غربت» ساخته سيدرحيم حسيني نقش مهندس نوري، شخصيتي متصل به دوران دفاع مقدس را ايفا كرده است.
    
    به گفته الماسي، يكي از جذابيت‌هاي نقش مهندس نوري، خوزستاني بودن آن است و زنده‌كردن شخصيتي از آن ديار، براي او كه اهل خوزستان است، يكي از ارزشمندترين موارد نقشش به حساب مي‌آيد. به همين بهانه گفت‌وگويي با جهانگير الماسي پيرامون بازي در مجموعه «دريا در غربت» انجام داديم.

    
    چه ويژگي در متن آقاي صادق كرميار ديديد كه نقش را پذيرفتيد؟
    زماني كه من با خط كوتاه قصه آشنا شدم، قصه مجدداً‌ در حال نوشتن بود. قصه يك مجموعه 7 قسمتي بود كه به موضوع دفاع مقدس و جنگ خليج‌فارس و حضور نيروهاي بيگانه در جنوب ايران مي‌پرداخت. همين امر باعث شد تا در اين سريال حضور داشته باشم.
    به نظر من دفاع مقدس جزو حركت‌هاي سازنده نيروهاي گمنام ايراني است كه براي كشور ما حكم ميراث فرهنگي را دارند. براي مثال آقاي بهمني كه مديرعامل شركت اكتشاف چاه‌هاي نفت ايران هستند. ايشان در جريان دفاع به تنهايي در خاموش كردن چاه‌هايي كه آتش مي‌گرفتند، اقدامات ارزنده و شايسته‌اي انجام دادند. به نظر من شخصيت مهندس نوري هم چنين است كه در حوزه مسووليت حرفه‌اي و اجتماعي خودش درست عمل كرده است و در حال حاضر نيز مسووليت ديگري دارد و آن هم برگرداندن فرزندش به وطن و نجات او از جنگ عراق است كه اين مهم‌ترين ويژگي اين نقش است.
    شما تاكنون نقش‌هاي زيادي در ارتباط با دفاع مقدس داشتيد، نسبت به نقش‌هاي قبلي چه تفاوت و برتري در اين نقش ديديد؟
    اول اينكه قرار نيست برتري داشته باشد. براي من قرار گرفتن در اين حوزه و قرارگرفتن در امتداد يك باور كافي است. اين مجموعه براي من هم به عنوان يك كار مطرح بود و هم بخشي از مسووليت تاريخي و اجتماعي را دربر مي‌گرفت و دوم اينكه به هر حال شخصيت و داستان كاملاً متفاوت از نقش‌هاي ديگر من در حوزه دفاع مقدس است اما يكي از تفاوت‌هاي اين نقش كه از نظر من جذابيت هم محسوب مي‌شود، خوزستاني بودن مهندس نوري است. زنده كردن شخصيتي از آن ديار براي من كه اهل خوزستان هستم، بسيار جذاب و ارزشمند است.
    نكته برجسته نقش شما در اين مجموعه، شيميايي بودن مهندس نوري است. تا چه حد با چنين افرادي آشنايي داريد؟
    اين آدم‌ها را از طريق تلويزيون و ملاقات‌هاي رودررو مي‌شناسم. عده‌اي هم از دوستان من هستند ولي ما قصد نداشتيم در بخش شيميايي‌بودن اين شخصيت مساله‌اي را طرح كنيم. برايم جالب است كه شما متوجه اين مساله شده‌ايد!
    يعني تمايلي براي برجسته شدن اين موضوع در مجموعه نبود؟
    نمي‌خواستيم صراحتاً‌ اشاره شود كه اين فرد شيميايي است ولي با توجه به آثاري كه در اين فرد مشاهده مي‌شود، بيننده متوجه مي‌شود كه اين شخصيت چيزي را با خود حمل مي‌كند و آن 2 گلوله‌اي است كه در شانه چپش وجود دارد.
    لازم بود براي نزديك شدن به اين نقش، با خودتان كلنجار برويد؟
    در تهران و خوزستان با استفاده از تجربيات عده‌اي از دوستان كه اهل جنگ بودند،‌ مثل كارگردان و تهيه‌كننده و مدير توليد و مشاور كار، آقاي رويين‌تن اطلاعات خوب و مفيدي به دست آوردم.
    به نظر مي‌رسد يكي از ويژگي‌هاي برجسته اين نقش حرفه‌اش باشد كه ...
    درست است. در كنار صنعت‌هايي مثل خودروسازي، مس، نقره، طلا، صنعت ملي مهم‌تري هم وجود دارد و آن هم صنعت نفت است. به نظر من دست‌اندركاران اين حرفه افراد خاصي هستند كه فرهنگ و رفتار خاص خودشان را دارند كه يكي از آنها عشق ورزيدن به سرزمين‌هايي است كه در جريان دفاع مقدس درگير بودند و همين امر آنها را به افراد ويژه‌اي تبديل كرده است اما متاسفانه آثار اندكي در خصوص شاغلان اين صنعت ملي ساخته مي‌شود. اين نكته برجسته اين شخصيت بود كه اميدوارم توانسته باشيم آن را مطرح كنيم.
    حضور پارتنر مقابل در ايفاي بهتر نقش بسيار موثر است. حضور 2 بازيگر اصلي (مارال فرجاد ـ اليزابت اميني) در مقابل شما چقدر توانست به بازي شما كمك كند؟
    قطعاً كمك كرده است. حرفه ما حرفه‌اي است كه در آن يك محيط انساني زنده مي‌شود و در كل كار دسته‌جمعي است. البته در اين مجموعه شخصيتي به نام «قادر» وجود دارد كه پارتنر اصلي من است كه در كل قصه تا عراق مرا همراهي مي‌كند كه بسيار به من كمك كرد.
    از حضور در مناطقي كه باقيمانده‌هاي دوران جنگ را در دل خود دارند، برايمان بگوييد. منظورم تاثير لوكيشن بر بازي است؟
    قطعاً تاثير زيادي داشته است. بودن در مناطقي مثل آبادان و اهواز و خرمشهر خاطرات بسياري را زنده مي‌كند. همچنين ديدن آثار و بقاياي نخلستان‌هاي وسيعي كه سر همه آنها بريده شده، بسيار تلخ و ناگوار است. در ضمن مشاهده آثار جنگ روي ساختمان‌هاي اين مناطق براي ما ثابت مي‌كرد كه با چه دشمن وحشي و بي‌تدبيري سر و كار داشتيم. در ضمن بودن آقاي مالك سراج به عنوان يكي ديگر از پارتنرهاي اصلي مقابل من هم تاثيرات زيادي روي بازي من گذاشتند. ايشان از نيروهاي مقاومت مردمي بودند كه در زمان جنگ در همان منطقه كه ما در حال تصويربرداري بوديم، در مقابل بعثي‌ها ايستادگي كردند و ديدن اينگونه مناظر غير از تاثير روي بازي، مسووليت مرا به عنوان بازيگر زياد مي‌كرد تا بتوانم كار را به درستي به انجام برسانم.
    غير از مجموعه «دريا در غربت»، مجموعه «مسافر سحر» هم در حال حاضر از شما در حال پخش است. براي اينكه بيننده جهانگير الماسي را همزمان در نقش‌هاي متفاوت بپذيرد، به عنوان بازيگر چه عناصري را در بازي‌تان لحاظ كرديد؟
    4 عنصري كه يك نقش را براي بيننده باورپذير مي‌كند، شخصيت، لحن، حركت و بيان درست است. البته بعدها مي‌توان از گريم و لباس هم در پيشبرد اين هدف استفاده كرد ولي در كل عناصر فوق مهم هستند. خود من هم علاقه‌مند هستم كه بازيگر در اثر ديده نشود و در عين حال بيننده از طريق بازيگر حد يك اثر را تشخيص دهد و آن را انتخاب كند.
    تا چه حد با آثار آقاي رحيم حسيني آشنايي داشتيد؟
    متاسفانه مجموعه «دريا در غربت» اولين همكاري من با ايشان بود. با خواندن فيلمنامه و بعد آشنايي با شخصيت ايشان بيشتر ترغيب شدم كه در اين سريال بازي داشته باشم.
    نوع نگاه ايشان را در كارگرداني چطور ديديد؟
    آقاي حسيني از آن دسته كارگردان‌هايي هستند كه به ريتم واقعي زندگي بسيار علاقه دارند و در اين ريتم به دنبال نكته ويژه‌اي هستند. اين ريتم در مجموعه «دريا در غربت» هم حفظ شده است كه در لحظاتي به كل كار كمك مي‌كند و گاهي هم باعث اذيت مي‌شود كه اين اذيت به دليل ديدن فيلم‌هايي با ريتم تند به‌وجود مي‌آيد و ديگر اينكه اعتمادي كه آقاي حسيني به بنده داشتند باعث مي‌شد كه در به‌وجود آوردن فضاي كار رعايت خيلي از جوانب را بكنم.
    چقدر در مورد اين نقش به فيلمنامه وفادار بوديد؟
    اين شخصيت اصلاً بداهه ندارد و در روند تمرين مرتب شكل گرفته است.
    يعني شما كاملاً مطابق با فيلمنامه نقش را پيش برديد؟
    بله، البته از نظر من خود بازيگر هم علاوه بر نظرات كارگردان بايد عنصري براي اضافه كردن و نشان دادن داشته باشد.
    و آقاي حسيني اين اجازه را مي‌دادند؟
    (مي‌خندد و مي‌گويد) فيلمنامه اين اجازه را مي‌داد.
    بعد از جريان جنگ تحميلي، آثاري مرتبط با موضوع دفاع مقدس زياد ساخته شده است. حضور در چنين آثاري چقدر روي شما تاثير مي‌گذارد؟ و به طور كلي ساخت چنين آثاري تا چه حد مي‌تواند خاطره آن سال‌ها را برايتان زنده كند؟
    فيلمسازان عرصه تصوير آثار مختلفي در مقوله دفاع مقدس ساخته‌اند. بعضي آثار تبليغاتي، بعضي مثل مرحوم رسول ملاقلي‌پور به آثار نوستالژيك روي مي‌آورند، عده‌اي هم در جهت موضوعات حواشي جنگ حركت كرده‌اند و سعي كرده‌اند به طرح مساله بپردازند. اين اثر هم خيلي درگير جنگ نمي‌شود و به آثار جنگ مي‌پردازد و به اين دليل انساني است. نگاه انساني به جنگ خوب است و من با قضيه همسو هستم.
    مجموعه‌هاي مناسبتي اكثراً با مشكلاتي همراه است. در مقام بازيگر در جريان ساخت اين مجموعه مشكلي نداشتيد؟
    مشكلات زياد بود ولي طرح آن براي مردم مفيد نيست و طرح آن در يك نشريه براي مخاطب عام شايسته نيست.
    به عنوان بازيگري كه صاحب نظر هم هستيد، براي ساخت آثار جنگي فاخر در تلويزيون و رفع مشكلات اينگونه آثار چه پيشنهادي داريد؟
    در 3 رسانه تئاتر، تلويزيون و سينما با يك زمان‌بندي و برنامه‌ريزي خوب و دقيق قطعاً مشكلات حل مي‌شود. هرچند كه من اصلاً علاقه‌اي به ساخت آثار جنگي ندارم ولي در خصوص دفاع مقدس و اهتمام جمعي مردمان ايران زمين علاقه‌مند به ساخت آثار ارزشمندي هستم كه اين امر علاوه بر برنامه‌ريزي، نيازمند عنصر تحقيق و بازنگري در آيين‌ها و اعتقادات و سنت‌هاي اين مردم است.
    خود شما علاقه‌مند به بازي در چه نوع نقش‌هايي هستيد؟
    من به منفي يا مثبت بودن نقش اهميتي نمي‌دهم و ساختار دراماتيك و بنيه تصويري نقش برايم حائز اهميت است. در ضمن من به عنوان بازيگر و در حد تخصص خودم بايد روي شخصيت و كنش و واكنش‌هاي نقشم فكر كنم و مثل يك نقاش اول طرح را بزنم و بعد رنگ‌پردازي كنم و در نهايت به نقش جان دهم و حركت كنم. اصل بازيگري به اين معناست.

 

 






جستجو
WWW tafrihi

Copyright © 2005-2007 Tafrihi.com