|
|
قیصر
امین پور
شاعر عاشقانه
ها درگذشت
ديشب
طوفان، کمر
پرانتز را
شکست و خانه
يکي از
ساکنان کوچه
آفتاب را در
هم نورديد. و
او را که مثل
چشمه مثل
رودي بود، پر
و بالي
آسماني بخشيد
تا ديگر از "بي
بال پريدن" با
"دستور زبان
عشق"، شعر
نسرايد.
"قطار مي
رود
تو مي روي
تمام
ايستگاه مي
رود
و من چقدر
ساده ام
که سال
هاي سال
در
انتظار تو
کنار اين
قطار رفته
ايستاده ام
و همچنان
نرده هاي
ايستگاه رفته
تکيه داده ام..."
ديشب،
سوار قطار شد
و رفت اما
فرصت نکرد
بيت آخر شعرش
را خط بزند و
چيز ديگري
بنويسد جايش...
قيصر
امينپور شب
گذشته هنگامي
كه بر اثر
بيماري به
بيمارستان دي
تهران منتقل
شده بود و
تلاشهاي
پزشكان براي
مداواي وي
نتيجهاي در
برنداشت،
درگذشت.
شنيدهها
حاكي از آن
است كه امينپور
بر اثر
بيماري قلبي
درگذشتهاست.
وي که چند سال
پیش در اثر یک
سانحه تصادف
به شدت آسیب
دید، کلیه
های خود را از
دست داد و از
آن موقع هر
هفته مجبور
به انجام
دیالیز بود.
قیصر
امین پور
متولد دوم
اردیبهشت 1338
دزفول بود. وی
تحصیلات
ابتدایی و
متوسطه خود
را در گتوند و
دزفول به
پایان برد
سپس به تهران
آمد و دکترای
خود را در
رشته زبان و
ادبیات فارسی
از دانشگاه
تهران در سال 1376اخذ
کرد. وی
فعالیت هنری
خود را از
حوزه اندیشه
و هنر اسلامی
در سال 1358 آغاز
کرد.
وي در
آغاز عاشق
نقاشي بود،
اما سرانجام
به سراغ شعر
رفت و شعر او
را به
دانشكده
ادبيات
دانشگاه
تهران كشاند.
اگر
بخواهيم شعرى
از جنگ
بگوييم حتماً
سرآمد شاعران
آن دوران،
قيصر امينپور
به يادمان
خواهد آمد،
همان كه
روزگارى
سروده بود:
«مىخواستم
شعرى براى
جنگ بگويم/
ديدم نمى شود/
ديگر قلم
زبان دلم
نيست/ گفتم:/بايد
زمين گذاشت
قلمها را/
ديگر سلاح
سرد سخن
كارساز نيست/
بايد سلاح
تيزتري
برداشت/ بايد
براى جنگ/ از
لوله تفنگ
بخوانم/ با
واژه فشنگ.»
در سال 1367
سردبیر مجله
سروش نوجوان
شدو از همین
سال تا قبل از
فوت در
دانشگاه
الزهرا و
دانشگاه
تهران به
تدریس اشتغال
داشت. در سال 1382
نیز به عنوان
عضو
فرهنگستان
ادب و زبان
فارسی انتخاب
شد.
در همان
سال با دفاع
از رساله خود
با عنوان «سنت
و نوآورى در
شعر معاصر» كه
با راهنمايى
محمدرضا
شفيعى كدكنى
به سرانجام
رسيده بود،
موفق به اخذ
مدرك دكتراى
ادبيات فارسى
از دانشگاه
تهران شد و
بعدها اين
پاياننامه
در شمارگان
بالايى به
چاپ رسيد. وي
درباره اين
اثر مىگويد: «پيشنهاد
بررسى درباره
اين موضوع از
طرف استاد
ارجمند دكتر
شفيعى كدكنى
بود و من از
ميان موضوعات
مختلف، اين
موضوع را به
ضرورت بحث
سنت و نوآورى،
براى پاياننامه
دكترى
برگزيدم.»
اولین
مجموعه شعرش
را با عنوان "تنفس
صبح" که بخش
عمده آن غزل
بود و حدود
بیست قطعه
شعر آزاد از
سوى انتشارات
حوزه هنرى در
سال 63 منتشر
کرد و در همین
سال دومین
مجموعه شعرش "در
کوچه آفتاب"
را در قطع
پالتویى توسط
انتشارات
حوزه هنرى
وابسته به
سازمان
تبلیغات
اسلامى به
بازار فرستاد.
در سال 1365 "منظومه
ظهر روز دهم"
توسط
انتشارات برگ
وابسته به
وزارت فرهنگ
و ارشاد
اسلامى به
بازار آمد که
شاعر در این
منظومه 28 صفحهاى
ظهر عاشورا،
غوغاى کربلا
و تنهایى عشق
را به عنوان
جوهره سروده
بلندش در نظر
گرفت. سال 69
برگزیده دو
دفتر تنفس
صبح و در کوچه
آفتاب با
عنوان "گزیده
دو دفتر شعر"
از سوى
انتشارات
سروش از وى
منتشر شد.
در اواسط
دهه هفتاد
دومین دفتر
از اشعار
امینپور با
عنوان "آینه هاى
ناگهان 2"منتشر
شد که حاوى
اشعارى است
که بعدها در
کتابهاى
درسى به
عنوان نمونه
هایى از
شعرهاى موفق
نسل انقلاب
مىآید.
در همین
دوران است که
برخى از
اشعار وى
همراه با
موسیقى تبدیل
به ترانه هایى
مىشود که
زمزمه لبهاى
پیر و جوان مىگردد.
پس از تثبیت و
اشتهار،
ناشران معتبر
بخش خصوصى
علاقه خود را
به چاپ اشعار
امینپور
نشان مىدهند
و در اولین
گام،
انتشارات
مروارید
گزینه اشعار
او را در کنار
گزینه اشعار
شاملو، فروغ،
نیما و... به دست
چاپ مىسپارد
که در سال 78 به
بازار مىآید.
"گلها
همه
آفتابگردانند"
در سال 81 وارد
بازار کتاب
شدند. دکتر
قیصر امین پور
در سال 1382 علی
رغم تمایلش
از سردبیری
سروش نوجوان
استعفا داد و
به عضویت در
فرهنگستان
زبان و
ادبیات فارسى
درآمد.
«دستور
زبان عشق»
آخرين دفتر
شعر او بود كه
تابستان
امسال منتشر
شد و مورد
استقبال
بسياري از
متقدان قرار
گرفته بود.
وي در
شعرهايش اغلب
فضايى را به
تصوير مىكشد
كه نشاندهنده
آرمانشهر
شاعرانه اوست.
البته چنانچه
خود شاعر
اعتراف مىكند،
اين دنيا فقط
در شعرهاى
شاعران وجود
دارد و وجود
خارجى ندارد: «خدا
روستا را.../ و
بشر شهر را.../
ولى شاعران/
آرمانشهر را
آفريدند/ كه
در خواب هم آن
را نديدند»
در كوچه
آفتاب، طوفان
در پرانتز،
مثل چشمه مثل
رود، بيبال
پريدن، به
قول پرستو،
گزينه اشعار
از عناوين
ديگر كتابهاي
اين شاعر و
استاد
دانشگاه
تهران است.
|
|
|
|
|
|
|