خداحافظی باشكوه ناصر خان!

     استقلال با حجازی همچنان در جاده بیم و امید گام برمی دارد، امید از این نظر كه او شاید بتواند با پیروزی مقابل پیكان دوباره صاحب موقعیت بهتری شود تا بلكه با رفع اشكالات فعلی كفه امیدواری را بالا و بالاتر ببرد كه البته این مهم (رفع اشكالات) بعید به نظر می رسد.
    بیم از این حیث كه رفتار و خط مشی حجازی در روی نیمكت تابع هیچ قانونی نیست و هیچ بعید نیست كه این بیم در بازی مقابل پیكان نمود بیشتر و بدتری داشته و تبدیل به یأس كامل شود. همین استرس و ترس از شكست از سرمربی تیم به بازیكنان هم سرایت كرده و احساس می شود ترس از باختن به یك دلهره در نزد بازیكنان تبدیل شود و لذا در چنین مواقعی اكثر باشگاه های بزرگ دنیا بلافاصله یك شوك بزرگ به تیم وارد می كنند تا آن بیم و استرس به امید و میل به پیروزی تبدیل شود كه البته وارد كردن این شوك دور از انتظار نیست.

    متأسفانه در اینكه حجازی چگونه آمد و با كدام تدبیر و اندیشه سرپرست و سایر اعضای كادر فنی را به كار گرفت، حرف و حدیث بسیار است و بدون شك همین مسأله یعنی حاكم شدن رفاقت و رابطه و دوستی به جای ضوابط حالا بیش از هر كس دیگری خود او را در معرض آسیب و خطر قرار داده است؛ به طوری كه حجازی در پایان هفته یازدهم در كمال آرامش به مدیرعامل باشگاه اعلام می كند: «اجازه بدهید من بروم.» در باب این رفت و آمد چه باید گفت، چه می توان نوشت؟
    حجازی كه سال ها از بیرون به استقلال نگاه می كرد و همواره منتقد مربیان این تیم بود، حالا چه پاسخی برای دوستداران خود دارد؟ در یك جمله ساده می توان گفت كه او همه تلاش خود را به كار گرفت. او هرچه در چنته داشت بیرون ریخت، او هرچه در توان داشت به كار گرفت اما حیف كه او بیشتر از این نمی دانست و البته بهتر بگوییم هیچ موقع دنبال این نبود كه بیشتر از اینكه می داند، بداند.
    حجازی جدا از ضعف فنی و كمبود علم و دانش در كنار خود، دیگر آن برش و اقتدار گذشته را ندارد چون فوتبال امروز متفاوت شده و او این اختلاف را به وضوح در تمرین، رفتار و زندگی بازیكنان خود می بیند، بازیكنی كه از نظر مادی به مراتب بالاتر از مربی خود قرار دارد و هیچ نیازی به فرمانبری و ترس نمی بیند، در چنین مواقعی بایدعلم روانشناسی به كمك مربیان بیاید و راه های دگرگونی یا روش های جدید را امتحان كند اما حجازی با پشت كردن به تمامی معیارهای علمی قصد دارد یك تنه و با اتكا به همان وجهه انضباطی كار خود را پیش ببرد.
    دور بودن نسبی او از فوتبال روز ایران باعث شده كه او اینك در چنبره مشكلات خودساخته گرفتار شود و در لیگی كه پیشرفت فنی آنچنانی نداشته، در زمره مربیان شكست خورده جا گیرد. او گرچه توانست نسبت به دوره قبل (مربیگری مرفاوی) یك تحول تاكتیكی نسبی ایجاد كند اما این تغییر آنچنان شگرف و چشمگیر نبوده و نیست كه او را از منجلاب فعلی نجات بدهد. حجازی آخرین فرصت خود را نیز از دست رفته می بیند.
    یكی از آسیب هایی كه در گذشته هم مانع از حضور مستمر او در سطح لیگ برتر شد همانا بی اعتنایی به علم و برنامه و نداشتن یك جدول زمان بندی به همراه یك اتاق فكر قوی و مشاوران كاربلد، حالا خود او هم پذیرفته كه دیگر با برخوردهای چكشی، حذفی و چماقی نمی توان تحول تاكتیكی ایجاد كرد. بن بستی كه امروز حجازی در آن گرفتار شده مختص افرادی مثل او، پروین و شرفی است كه با نگاه سنتی در حال اتلاف وقت خود و دیگران هستند.
    تیم حجازی طراوت و شادابی لازم را ندارد چرا كه خود حجازی آن شور و اشتیاق گذشته را ندارد. موفقیت یك مربی را با نتایج او می سنجند و متر ما برای اندازه گیری سهم حجازی در عدم نتیجه گیری استقلال امروز طولانی تر از بقیه است. او باید در مقابل جبر زمان و شرایط با مشكلات كنار بیاید، دست و پا زدن در این ورطه نماد و سمبل و اسطوره استقلال را روز به روز ضعیف تر می كند.
    او در پایان راه است، پایان مربیگری و نیمكت نشینی؛ البته او می تواند در پست های تشریفاتی دیگر كنار استقلال باشد و محیط و بستر را برای جوان ترها و شاگردان خود باز كند. امیر قلعه نویی، صمد مرفاوی، رضا رجبی، جواد زرینچه، علی منصوریان، مهدی پاشازاده، محمود فكری و رضا حسن زاده تا كی باید بسوزند و بسازند؟ او می تواند مثل دوره بازیگری خود شجاعت و شهامت به خرج دهد و به فكر خداحافظی باشكوه و باعزت باشد، حتی اگر پیكان را ببرد، حتی اگر قرار باشد امیر بیاید و زرینچه، رجبی و فكری را به عنوان دستیار كنار خود قرار دهد.
    
    منبع:ايران ورزشي

 

 






جستجو
WWW tafrihi

Copyright © 2005-2007 Tafrihi.com